ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

هفته ای که گذشت!

پنج روز
تب
بدحالی
و حالا حملات آسم
و کلی کار روی زمین مانده

8 comments:

مرتضی گفت...

خدا بد نده محمد !
5 روز تب خیلیه ها !!!!
خوب شو زود ...

سعید گفت...

مثل این که آب و هوای جزیره بهت نمی سازه ها!

Mohammad KhoshZaban گفت...

به مرتضی:
ممنون عزیز
ببین، شما یکی از اون مرتضی هایی هستی که میشناسم؟ از لیست بلاگهات که چیزی دستگیرم نشد!
قربانت

Mohammad KhoshZaban گفت...

به سعید:
شک داشتی؟!

میلاد گفت...

خدا بد نمیده!
احوالت به راه باشه همیشه .

سمانه گفت...

دکتر امیدوارم زود خوب بشی... یکمی تو وبلاگت چرخیدم و هر چی بیشتر می‌خوندم بیشتر خوشم می‌اومد که شما اگرچه داری پزشکی می خونی اما دغدغه‌ات صرفن پزشکی نیست و این خیلی خوبه، چیزی که من معمولن توی دوستای خودم یا دانشجوهای پزشکی خیلی کم می‌بینم و باهاش برخورد دارم. امیدوارم خودتو قلمت و وبلاگت همشه سبز باشید.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به میلاد:
خدا؟ بد؟ دادن؟ یعنی چی اونوقت؟!

میلاد گفت...

محمد خان :
جمله در مطلقش مشکل نداره و در راستای کامنت یکی از دوستان بود .

وگرنه خودت که ما رو بهتر می شناسی.