ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۷, شنبه

زمان، و تغییر

اخیرا یه بنده خدایی، داره پست های قدیمیم رو گویا میخونه، و وقتی کامنت میگذاره، من میرم ببینم پست، کدوم پست بوده، و خوندن نوشته های قدیمی، حس جالبی داره. من "خیلی" تغییر کرده ام، خیلی بیش از اونی که فکر میکردم. اصلا ادبیاتم به کل عوض شده.
این نرخ تغییر فکر، الان کاملا برام واضحه. در حدی که میتونم پیش بینی کنم آینده ام رو. قشنگ میدونم در این زمینه خاص، احتمالا ظرف یکی دو ماه دیگه، نظرم عوض خواهد شد، و اونوقت برخوردم اینگونه است که خب، اگه بخواد نظرم عوض شه، اون حرف، با حرفی که الان مد نظرمه، چه فرقی دارن، و چطوری میشه این رو به اون تغییر داد؟ و خب، متوجه میشم که موضوع بنیادین محل اختلاف، موضوعی که باید در موردش فکر کنم چیه، و خب، تکلیفم زودتر روشن میشه!
یه جورایی، دارم بالاتر از زمان، به گذر زمان و تأثیرش رو افکارم فکر میکنم. (این جمله به لحاظ منطقی غلطه، ولی حسم رو میرسونه)

پ.ن. راستی، دارم عیدی دو تا متن درست میکنم، توکل به خدا

3 comments:

somayeh گفت...

SALAM
in kheyli ghashange ke u dar hale taghir hastid
man hamishe taghir ro dost daram albate dar jahate mosbatesh.
zamani ke dar iran boodam ro ba alanam moghayese mikonam va neveshtehaye oon moghe ro mikhonam labkhand mizanam
va ghatan badha baraye aln labkhand khaham zad .
zibaiye zendegi hamine roshd va taghir
man zendegi ba shetab ro dost daram va yeknavakhti mano bitab mikone
baraye u ye masire por az shetab va farazo nashib ro arezo mikonam
:)

ا.خ. گفت...

تغییر !
اتفاقا منم یک دونه از این دفتر چه های کوچیک دارم ( از اینا که مثلا برگه هاش انگار سال هاست مونده و کاهی شده ) که مواقع حادی در زندگیم میرم توش می نویسم . بعضی وقت ها میر نگاه می کنم ، اولین موضوعی که نوشتم و موضوعی که الآن دارم می نویسم در موردش ، شاخ در میارم .
مکانیکی نیست محمد جان ، باید رها کنی . بخوای راجع بهش فک کنی یهو بیدار میشی می بینی اصلا یه جایی اومدی که نباید میومدی.
تغییرات یه عامل خارجی هم داره اینو هم در نظر بگیر

ارادت

دکتر نفیس گفت...

خیلی بده که آدم ببینه بعد سال ها نظرش همون بوده که سال ها قبل بوده..خوشحال باش..