ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۲۰, چهارشنبه

چرا و چگونه می نویسم

سید مجتبی عزیز گفته بود که خودمونی مینویسم و واسه همین تأثیر حرفم کم میشه. حرفش درسته، ولی دلیل من چیه؟
من اینجا برای خواننده نمینویسم، برای خوانده شدن و در ارتباط بودن مینویسم. هدفم از نوشتن، یه تابلوی تبلیغات، یا روزنامه دیواری یا حتی مقاله نیست. اینجا دفتر خاطرات عمومی منه. چیزایی که برام جالبه رو مینویسم. گاهی یه مسئله فکری دارم، تبدیل میشه به یه مانیفست فکری، یه وقت یه مسئله عاطفی پیش اومده، میشه عاطفی، یه وقت یه چیز جدید پیدا کردم، اینجا لینک میدم.
همین. هدفم هم خیلی تأثیر گذاری نیست، عمومی شدن هم نیست. چون اینجا رو کسایی میخونن که یا من رو میشناسن، یا با اینجا شناختن و انگار مدتیه که میخونن و معنای حرفهای من رو می فهمن. وگرنه نوشتن، به گونه ای که هر نوشته جدا، به تنهایی جامع و مانع باشه، اصلا الان تو حوصله ام نیست.

4 comments:

علی گفت...

تو قسمت توضیحات سرویس گوگل نوشته که گوگل میتواند بدون اطلاع قبلی اطلاعات وبلاگ شما را حذف کند. یعنی خیلی دفترچه خاطرات با دوامی هم ممکنه نباشه اینجا.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به علی:
آره خب، به همون اندازه که ایمیلت رو میتونن پاک کنن. هارد هم میتونه خراب شه. اگه به هارد اطمینان بهتری داری، میتونی همه بلاگ رو دانلود کنی رو هارد و رایت کنی.
میتونی هم اصلا اعتقاد به Cloud Computing داشته باشی! بالاخره آینده اطلاعات اینه دیگه:
http://en.wikipedia.org/wiki/Cloud_computing
بخون، خیلی جالبه، البته با سرعت پایین اینترنت ایران، متأسفانه قابل درک نیست. مگه تو دانشگاه!
راستی، خبری ازت نیست ها.
خوبی؟ سلامتی؟ چه خبر؟
قربانت
یا علی

ایمان محمدی گفت...

کاملاً با محاوره‌ای و غیررسمی نوشتنت موافقم. حتا به نظرم گاهی زیادی رسمی می‌شه زبانت.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به ایمان:
میدونی، من از فیلم بازی کردن خوشم نمی آد. اونم اینجا که خاطراته.
رسمی نوشتنی رو قبول دارم، که واقعا از دل بر بیاد. مثلا من نوشته های شکسپیر رو که میخونم، واقعا حس میکنم فکرش همین بوده. اگه گاهی هم رسمی میشه، عمدی نیست، درونیه.
میدونی، اونی که هست رو به نظرم باید نوشت، از فیلم بازی کردن به جایی نمیرسیم!