ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

کشف اربعین امسال

اربعین بود.
از علائم مؤمن (قالت الأعراب آمنا، قل لم تؤمنوا و لکن قولوا أسلمنا و لما یدخل الإیمان فی قلوبکم) این است که اربعین، زیارت اربعین بخواند.
از جمله این زیارت است:
که خدایا، به این حجتت چه ها دادی، آنگاه:
فأعذر فی الدعاء، و منح النصح، و بذل مهجته فیک
در دعوت خود جایی برای عذر و بهانه باقی نگذاشت، و از خیرخواهی دریغ نکرد، و جان خود را در راه تو هدیه کرد
چرا؟
لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة
...
عجب، پس هدف این بود؟
ما فکر میکردیم هدف این بوده که بندگان تو "ابله" و "جاهل" بمانند، حرفی "نشنوند"، به ما که "صلاحشان" میدانیم "اعتماد" کنند، و وارد بهشت شوند، همراه بقیه "رمه" ای که اینجا به هر بهانه ای سر هم میشکستند...
هزار ساله که علما، دانشمندان، روشنفکران، همه مردم رو نادان و جاهل میدونن. دیگه کلیشه شده که "عوام که نمی فهمند". ولی حالا چه کنیم؟ هیچی! مردم نمی فهمند، پس ما به شیوه های مختلف، با هویج های مختلف، میکِشیمشون، چون دانا نیستند.
اون بنده خداهایی هم که تلاش کردند این کلیشه رو بشکنند رو هم مخفی میکنیم. فقط ما میفهمیمشون.

- امام حسین (ع) دنبال این بود که: لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة
- أبد والله یا زهراء ما ننسی حسینا
- من أحبّنا، فلیعمل بعملنا
- فمعکم، معکم، لا مع عدوکم

پانوشت: این پست به هیچ وجه مخاطب خاص ندارد.

10 comments:

علی گفت...

جهالت و ضلالت لایه لایه است. وقتی استعداد عبور از یه لایه به لایه ی دیگه نباشه نباید بهش دست زد.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به علی:
آیا تو توانایی تشخیص اینکه کسی "استعداد" عبور از لایه ای به لایه دیگه نداره رو داری؟ آیا اصلا میتونی اثبات کنی که چنین چیزی وجود داره؟ که بعضی ها دیگه توانایی رشد ندارن؟
نداری، و نمیتونی.
به انتفای مقدم، تمام این گزاره بر فناست.
قربانت

علی گفت...

من خودم هم بر فنا هستم. اصرار ندارم حرفامو درک کنی بیخیال!

Mohammad KhoshZaban گفت...

به علی:
مسئله ایمان چشم بسته است، عزیز.
من بدون دلیل، هیچی رو از هیچ کسی قبول نمیکنم.
ولی ارادتم محفوظه
قربانت

مجتبی گفت...

هرکس حسین را شناخت،عاشق شد و عشق را فهمید،بر دیده نهاد، بوسید و
معرفت یافت،معرفتی به تپش قلب سرخ کربلا که به گلبرگ های پرپر شده بیابان آموخت تا بجوش آیند و عشق جاری شد.

Saban گفت...

مي داني محمد جان، علم داريم تا علم. آنگاه كه خدامند اسماء را به حضرت آدم (ع) آموخت، از نشانه هاي آن علم گريه بر حسين بود... تمام.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به Saban:
اون علم، مطمئنم که "جهل" و "بُله" و "نشنیدن" و "اطاعنا سادتنا و کبرائنا" نبود. و نیست. این از رد اول.
اما همان پیامبر(ص) فدیه اسیران رو آموزش سواد میگذاره. و علی(ع) دهان کسی که سوره حمد به فرزندانش یاد میده رو پر از طلا میکنه. همون امام(ع) فرمان به اعراب احادیث میده، و به شاگردانش امر به آگاهی میکنه. بخشی از اون علم مگه نیست که کلکم راع؟
این حرف تو، تماما درسته، ولی هنوز قدم دومش که تعیین مصداقشه رو نیومدی، بپا تو دام محافظه کاری نیفتی.
قربانت

ناشناس گفت...

اخوی. یه سری به بیست و هشتستان بزن. یه بحثایی می شه که من سر در نمی آرم. تو یه چیزی بگو

Saban گفت...

محمد جان، اين محافظه كاري چي هست؟

Mohammad KhoshZaban گفت...

به Saban:
منت آموزش این رو، یکی از عزیز ترین دوستانم به گردنم داره.
محافظه کاری، یعنی قبول چیزی که دلیلی براش نداری، در مقابل متناقضی که نمیتونی ردش کنی، یا دلایلی براش میبینی که نمیتونی رد کنی.
معمولا، محافظه کاری، علتش ترس از تغییره، ترس از تکان خوردن.
میخوام بنویسم یه پست براش.
یه جورایی، این:
One's inability to see why something is false, or inability refute it, does not make it true; but it MUST affect the way one behaves, seeks or acts.