ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

Hard News

خب، این خبر هیچ راه راحت گفتنی نداره، پس مستقیم میگم.
اصلا تصمیم گرفتنش راحت نبود. اصلا.
تابستون نمی آم.
...
علتش؟ اصلیاش سه تا چیزه:
1- باید خودم رو واسه یه امتحان پزشکی آماده کنم.
2- امتحان های دو سال مدیریتم رو که عقب انداختم، باید بعد تابستون بدم، اصلا آماده نیستم.
3- یه پروژه ای رو دست گرفتم در مورد سرطان لوزالمعده، باید به نتیجه برسونمش.

دوستان، لطفا موقع کامنت گذاشتن خدا رو در نظر بگیرین.
اگه فکر میکنین دلم خون نیست، خب، چیزی نمیتونم بگم.
دلم بدجور تنگه. اصلا لغت تنگ جواب نمیده. خونه دلم. نه اینم نمیشه...
ولی کاری نمیشه کرد.


پ.ن. خیلی فکر کردم که آیا اینکه مریض سرطانیم احتمالا این تابستون می میره، در موندم تأثیری داره یا نه، ولی به نتیجه ای نرسیدم. خدا میدونه!

3 comments:

علی گفت...

باشه نیا. :)

ا.خ. گفت...

3 هفته در 3 ماه اونم بعد یک سال روی امتحانات و ... تاثیری نمی گذاشت ( روی من که تاثیری نداشت ، وای به حال تو )
ولی خوب همون بهتر نیای !

ارادت

سید حسن میرپور گفت...

میدونم که نیومدنت برای خودت سختتره، ولی اگه تصمیم گرفتی، حتما درسته...
کماکان منتظر دیدنتیم...