ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه

احوالات

- بیمارستان شروع شده. خیلی وضع درسی شنیع(!) تر از اون چیزیه که فکر میکردم. از اون جالب تر، این فرصت (اقلا) سه ساله ایه که من در این مدت خواهم داشت، که مجبورم با مردم اینجا، از همه قشری صحبت کنم، در مورد خصوصی ترین مطالب زندگی شون. فکر کن! عجب تجربه خوبی خواهد شد، إن شاء الله.
- همینطوری که بیمارستان میگذره، هر روزش چند تا اتفاق می افته که با خودم میگم هرکدوم یه سوژه پست وبلاگ هستن! دو سال گذشته تو کتابخونه زندگی کردم، سوژه نبود، حالا از این به بعد سوژه هست، فرصتش احتمالا نیست، باید یه کاری کنم این اتفاقات رو بنویسم جایی.
- مدیریت، کمتر از دو ماه دیگه امتحانشه، و سه هفته دیگه باید دو تا مقاله دیگه رو بدم، که طولشون خیلی زیاد باید باشه!
- چند تا کتاب عالی، رفیقان شفیق از تهران بهم دادن، و خودم هم تا رسیدم چند تا کتابی که تو لیست داشتم رو گرفته ام، اوضاعیه اصلا، نگو و نپرس
- ایام ماه رمضانه و من از همیشه احساس ... بیشتری میکنم.
- امسال، موقع خواندن قرآن، با همه سالهای گذشته ام فرق میکنه. توضیحش نمیتونم خیلی بدم، دارم قرآن رو می فهمم، آیاتش برام سرشار از معنی شدن، معنی هایی که سر هر کدومش حس میکنم میتونم چند ساعت صحبت کنم.
- دو سه تا پروژه تو ذهن هست، خدایا وقت بده...
- يا أيها الذين امنوا اتقوا الله و امنوا برسوله يؤتكم كفلين من رحمته و يجعل لكم نورا تمشون به
- يؤتكم كفلين من رحمته
- يجعل لكم نورا تمشون به
- نورا
- تمشون به

پ.ن. سر سفره افطار، و حین نمازهاتون، عزیزان در بند رو فراموش نکنید از دعا. با دعا برای این عزیزان، خودتون رو به خدا نزدیک کنین. اونها که روسفید امتحانن، خودمون رو جلو بکشیم...

10 comments:

میلاد گفت...

بالاخره محمد جان پزشکان بی دلیل محرم نمی شن .یادت نره یک وقت .
بنویس از احوالاتت در بیمارستان . منتظریم.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به میلاد:
دقیقا. واسه همین، در همه نقل قول ها، و حتی سر کلاس ها، اطلاعاتی که داده میشه، نباید باعث شناسایی فرد بشه. تخلف ازش هم ممکنه باعث از بین رفتن اجازه پزشکی بشه. بهش میگن confidentiality. همین!
چشم، مینویسم، إن شاء الله

علی گفت...

ببین محمد من تازگی ها به این نتیجه رسیدم که اکثر مشکلاتی که الان توی ایران، حکومت باهاشون درگیره ناشی از رعایت نکردن یکه جمله است: هدف وسیله رو توجیه نمیکنه. اگر این رو رعایت میکردن نه حجاب رو اجبار میکردن و نه گشت ارشادی وجود داشت. نه برخورد بدی با معترضان میشد. نه کلاس های مدرسه تفکیک جنسیتی میشد. و نه سیاست سانسور رو در پیش میگرفتن و نه حاکمان محافظه کاری میکردند.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به علی:
موافقم. تو اون پست "حق و شایستگی" هم اشاره کرده بودم، یه چیزی هم به زودی در موردش خواهم نوشت.
این مسئله توجیه وسیله، خیلی مسئله کثیفیه...
قربانت

علی گفت...

راستی یه چیزی میخواستم بگم. کتاب زیاد خوندن همیشه هم خوب نیست ها... باعث میشه ناخودآگاه مثل نویسنده فکر کنی. یعنی فکرت رو از آزادی در میاره. کلا کتاب خوندن خوبه. اما "کلا" خوبه نه "همیشه". من فکر میکنم آدم تا موقعی که راجع به چیزی قبلش خودش تئوری سازی نکرده باشه نباید دنبال تئوری های دیگران بره.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به علی:
خب حواست رو جمع کن و نقادانه بخون.
حرف آخرت رو قبول ندارم، ما در مورد هندسه مگه تئوری سازی کرده بودیم؟ میدونم منظورت چیه، میگی باید حتما فکر کرده باشی، که کاملا غیرفعال نباشی در مطالعه، قبول دارم، و راه حلش هم مطالعه نقادانه است، نه در جهالت ماندن.
خیلی دوست دارم که این نکاتی که به نظرت میرسه رو میگی، خیلی خوب و مفیده این چیزا.
قربانت

علی گفت...

من اگر بخوام مسافرت برم قبلش اصلا به عکس ها و بروشور های تبلیغی اونجا نگاه نمیکنم. این یکم ربط داره به چیزی که گفتم.

Mohammad KhoshZaban گفت...

به علی:
موافقم، ولی تو خونه نمی نشینی! این مهمه.
من هم قبول دارم، اینکه در هر زمینه ای ببینی که بقیه چی میگن و نظرت رو بر اون اساس شکل بدی، صحیح نیست، ولی باید بخونی و تحلیل کنی، بالاخره سالها تجربه، نتیجه اش شده اون نوشته ها، از این سرمایه باید استفاده کرد.

ح.وجداني گفت...

سلام دكتر
ماه رمضون حسابي دعا كن رفيقاتو و حتي دشمناتو

MLP گفت...

سلام عزیز
تو بگی می نویسم. گرچه می دانم ارزش زیادی ندارد این حرف ها. اما تو افعال جمع برای من به کار نبر، برای تو یک نفر هم که شده می نویسم. فقط افعال جمع به کار نبر!
قربانت
علی