ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

Ridicule

دیدین تا حالا موقع بازی با یه نفر، یه حرکتی میکنه، احساس تحقیر میکنی از اینکه داری این بازی رو میکنی؟ مثلا چه میدونم، وسط فتح پرچم، یه حرکت ضایع میکنه، یا مثلا وسط دوز، یه حرکتی میکنه که خیلی جدی در نظر میگیری بازی رو ترک کنی؟ یه جورایی احساس تحقیر بهت دست میده از در این بازی شرکت کردن.
یه داستانی بود (فکر کنم الغدیر بود) که یکی از یاران حضرت علی(ع) به شام رفت و شترش رو بیرون بازار، زانوش رو بست و رفت داخل بازار، وقتی برگشت دید یه نفر سوار شترشه، گفت چرا زانوی ناقه (شتر نر) من رو بازکردی و سوار شدی؟ طرف گفت این شتر ماده (جمل) است، خودم بزرگش کردم، این بنده خدا گفت، احمق، نمی بینی نره؟ شکایت پیش قاضی برد و قاضی هم شاهد خواست(!) و شاهدان اومدن و چهل نفر شهادت دادن که شتر، ماده است. شتر رو حکم کرد به اون یارو دادن! این بنده خدا راهش رو گرفت که بره، یکی اومد دستش رو گرفت برد پیش معاویه، معاویه (نمیدونم، یا خود شتر رو، یا یکی دیگه) بهش داد و گفت برو به علی بگو با لشکری دارم میام که روز روشن، همه شهادت میدن که ناقه، ماده است!
حالا قصه ما با این ها هم همینه. آدم وقتی متن اعترافات حجاریان رو میخونه (اینجا رو برای چند تا جمله منتخبش بخونین)، با خودش میگه یعنی واقعا نداشتن کسی که اقلا متنی بنویسن که محتواش به درک، إنشائش در حد حجاریان باشه؟ آدم حس میکنه که دارن میگن ببین، ما طرفدارانمون آدمهایی هستن که این رو هم باور میکنن!
نماز جمعه معاویه، روز چهارشنبه یادتونه؟ اخیرا خیلی جدی دارم لمس میکنم اون بخش هایی از تاریخ اسلام رو که اصلا حسی بهش نداشتم. اصلا همه چی یه طرف، تشکیل دادگاه بدون وکیل مدافع، اجازه ملاقات ندادن به زندانی ها با خانواده شون یا وکیل مدافعشون، اینها چیزهاییه که نسل بعد موقع خوندنش خواهد خندید! باور نخواهند کرد چنین چیزهایی رو در تاریخ ما...
گاهی طرف مقابل بازی یه کاری میکنه، که فقط نشون بده که "ببین چطور شستشوی مغزی داده ام طرفدارانم رو" ...
در این مورد بیشتر خواهم نوشت، إن شاء الله

پا نوشت: این رو هم بخونین: محاکمه‌ی حجاریان یا محاکمه‌ی دانشگاه و علوم انسانی

4 comments:

میلاد گفت...

ای ول ! مثال تاریخی جالبی بود ...

در مورد حجاریان هم ، اگر کسی خونده باشه من یک طنزی در گروه نوشتم ،نکات جالبی بود در مورد حجاریان :
1-این بنده خدا اگر می خواست کناره گیری کنه که با این حالش بعد از ترور ادامه نمی داد ...بنده خدا یکبار تیر خورد یکبار هم متهم در دادگاه.
2-نکته بعدی اینکه در اعترافاتش فقط به پشیمانی شخصی حجاریان در مورداین انتخابات بسنده نشد . در مورد یک تئوری اش هم که البته من نمی دانم دقیقا چیست هم معترف بود که مثل اینکه پشیمان است که تئوری نوشته ! همون گالیله !

جالبه واقعا جالبه که در خواست انحلال حزب مشارکت رو دادن . همه پیش بینی می کردند و اون ها هم این پیش بینی ها رو می دانستند و حالا به قطع و یقین دنبال می کنند .

منتظر نوشته هات هستیم

بابای آیدا گفت...

سلام
فکر کنم ایراد تایپی داشت داستان. من کاملاً گیج شدم. بالاخره قاضی بار اول شتر رو به کی داد؟

Mohammad KhoshZaban گفت...

به بابای آیدا:
علیک سلام!
قاضی شتر رو حکم کرد به اون شامی دادن، چون چهل تا شاهد آورد که شتر ماده است و مال این بوده.
یا علی

hr گفت...

الان نزدیک یک ماهه که ماجرای خوارج و اون کاری که با اون زن حامله و شوهرش کردن مدام جلو چشممه وقتی دارم از خبرهای این چند وقته می خونم