ه‍.ش. ۱۳۸۷ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

اندر انتخابات

چیزی که فکرم رو مشغول کرده، اینه که چرا حتی روشن ترین دوستانم که خودشون رو مذهبی میدونن و اصلاح طلبن، ته دلشون احساس میکنن که گناهکارن؟ چرا؟ چرا فکر میکنن، دین، مال این داعیه داران رسمیشه، نه مال ما؟
یه بحثی بین بی خداها هست، اونم اینه که از عللی که این خرافه ها رواج داره و مقابله میکنه با علم، اینه که یه احساس هایی رو اقناع میکنه، پس ما هم باید صورت هایی بدیم که این احساس ها رو اقناع کنیم. ما هم مراسم خاکسپاری میگذاریم، مراسم ازدواج میگذاریم، و اساسا مگه مراسم های تدفین فعلی، کشیش رو واسه این نمی یارن که اون وسط کارهای زیبای سکولار، باعث بشه مردم گریه شون نگیره؟
حالا من هم حرفم به دوستان همینه. کی گفته دین دارا اونان، و ما بی دینیم؟ کی گفته اونا راه صحیح رو میرن، و ما منحرفیم؟ بشکنین این طلسم رو. محافظه کاری رو به زباله دان بندازیم.
کی گفته میراث دار شهدا اونان؟ مگه همه شهدای بزرگ همین انقلاب خودمون، روشنفکر نبودن؟ مگه همیشه همین جناح با همه شهدا نمی جنگید؟ مگه چمران، شریعتی، آقا مصطفی خمینی، امام خمینی، مطهری، امام موسی صدر، آیت الله طالقانی مگه همه شون تکفیر نمیشدن؟ مگه نه اینکه تو همین حوزه فیضیه، از ظرف آقا مصطفی آب نمیخوردن؟ مگه چمران مال نهضت آزادی نبود؟
چی شد که میراث دار رسمی شهدا، و انقلاب، و ارزشهای دینی، شدن کسایی که همیشه با این آدمهای بزرگ می جنگیدن؟
چرا یه کاری کردن که دوستان دیندار، احساس میکنن دارن گناه میکنن؟
و دوستان به ظاهر غیر مذهبی، احساس کنن مذهبی نیستن؟ من که باهاشون میگردم، می بینم کلی از اون یکی ها مذهبی ترن.
چی شد که نوحه رو با آهنگ و سینه زدن خوندن، شد مستحب، یه شعر رو با آهنگ خوندن، شد حرام؟
نخیر آقا
دیندار ماییم
و ما برخلاف شما، چوب تکفیر بر نمیداریم
ما نزدیکی میخوایم

نترسین
اینا حرام نیست، ایناست که کار نیکه
سکوته که حرامه
إذا ظهرت البدع فعلی العالم أن یظهر علمه و إلا فعلیه لعنة الله
عزیزان، سکوت نکنیم
حرف بزنیم
یاد بگیریم و یاد بدیم
بنویسیم
و دعوت کنیم

پانوشت: در همین زمینه، این خواندنی است.

7 comments:

M.M.H گفت...

تکبیر.!

ایمان محمدی گفت...

این نوشته‌ی مهاجرانی خیلی قشنگ بود. خونده بودم. ما مذهبی هستیم و اصلاح‌طلب هستیم و اصلاً هم شرمنده نیستیم.

امیرجون گفت...

ما هم مذهبی هستیم. و کسی را تکفیر نمی کنیم.
ما به مذهبمان فخر می کنیم.

M.M.H گفت...

به نظر من یک اشکالی که اصلاح طلبان دارن اینه که با قشر پایین جامعه از لحاظ درآمد ارتباط ندارن . با روستا ها و مناطق دوردست از شهر ها نیز . حالا شما حتی اگر این همه آدم بیاری هم بازم فقط در شهر تهران شانس برد داری . خوب همینه دیگه وقتی توانایی برقراری ارتباط با اکثریت رو نداری و اصلا براشون برنامه نداری . فقط دنبال رای ان ها هستی چطور می خوای برنده شی ؟ اون زمان که خاتمی برد با الآن فرق داره ! الآن ا حمدی نژ اد رو در ایران خیلی ها می شناسند . خیلی ها حداقل یکبار دیدنش . ولی خاتمی چی ؟ میرحسین موسوی که بدتر ! الآن توی دانشگاه ما شروع کردن به معرفی اولیه کاندیدا ها ولی چطوری ؟ هیچ کی تخریب نشده . فقط گفتن که آقای خاتمی این و آقای میرحسین این ولی آقای احمدی نژاد رتبه 132 کنکور و فلان و فلان ...
عزیز من قبول کن که آدم عامی هست . و برد با کسیه که آدم نفهم بیشتر جمع کنه . همین . الآن بسیج هی داره به دانشجو مفت مفت می رسه این یعنی تبلیغ . آقای خاتمی چی؟ آقای کروبی که بدتر فکر کرده بود که می تونه با 50000 تومان آدم بخره .
اگر دنبال فعالیتیم بریم ببینیم اوباما چه کرد ؟

Mohammad KhoshZaban گفت...

به M.M.H:
من که خبر ندارم، ولی اینطور که شنیده ام، مسائل اقتصادی، واسه مردم گویا باید باشه.
زمون اولین بار خاتمی هم همین رو میگفتن.
توکل به خدا
یا علی

sadegh گفت...

?...ki gofte eslah talabe mazhabi sharm mikone

Mohammad KhoshZaban گفت...

به sadegh:
بله، نباید شرم کنه. اصلا.
من فقط احساس کردم بعضیا این حس رو دارن. ته دلشون احساس میکنن که گناهکارن، چون جلوی کسایی می ایستن که قرآن رو سر نیزه میکنن، فکر میکنن دارن جلوی قرآن می ایستم.
قصدم این بود که بگم قرآن ناطق، اینوره، نه اونور.
قربانت