ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۱۴, یکشنبه

مهریه - مارکسیسم

فکر کنم قبل از اینکه حرف نهایی فعلیم رو در مورد مهریه، ازدواج و حقوق زنان بزنم، یکی دو تا نکته رو باید روشن کنم.
من مارکسیست نیستم! ولی وقتی دو سال پیش جامعه شناسی میخوندم، با یه مفهومی روبرو شدم که به نظرم محصول مارکس و انگلس باشه. خیلی از این حرف خوشم اومد، مینویسمش.
مفهوم "کار" تو مارکسیسم بالاترین ارزش رو داره (یکی از بنیادی ترین علل تفاوت اقتصاد مارکسیستی و سرمایه داری همینه: تمایز "کار" با "عرضه و تقاضا". البته ربطی به بحث فعلیم نداره). و مارکس (یا انگلس یا هردو، نمیدونم) میگن که در همینجاست که زن شخصیت مقهور رو در خانه پیدا کرده. مرد بیرون کار میکنه، و کار مرد "درآمد" زاست، یعنی میتونه با پولی که بدست میاره، آزادانه "کالا" خریداری کنه، اما زن، تو خانه کار میکنه ولی در ازاش پول در نمی آره. وقتی کار به طلاق کشیده میشه، مرد "پول" داره، زن نداره. در چنین فرهنگی، به گفته میلاد: "مهریه برای زن امروزی در مملکت ما یک سرمایه است". چرا؟ چون احتمالا تنها پولیه که مستقلا به خودش تعلق داره.
این مبناش، حالا راه حل این مسئله چیه؟ بالابردن مهریه، یه چیزیی که فعلا تو جامعه ما داره بهش عمل میشه. ولی این خیلی بده، چون عملا زن داره قبول میکنه که داره خودش و زحماتش در خونه رو پیش فروش میکنه، ولی باز هم این پایدار نمی مونه. در مورد این بعدا بیشتر میگم. یه ناشناس عزیزی تو پست قبل نوشته بود که باید "بعد از طلاق نصف دارایی مشترک با همسرش به زن برسد". این راه حل ایده آلی نیست، چرا؟ چون ممکنه مرد خیلی خیلی بیشتر زحمت بکشه و همچنانکه اون عامل باعث میشه که تو جامعه ما زنها طلاق نگیرن، این باعث میشه که اونوقت مردها طلاق نگیرن، هر چند این قانون، در جامعه ای که مهریه نیست، شرایط رو برابر تر میکنه. راه حل عادلانه اینه: زن به همون اندازه که تو زندگی زحمت کشیده، به همون اندازه حق دریافت درآمد داره. (جالبه که اسلام به زن اجازه میده که در ازای شیردادن به بچه اش حقوق بگیره از شوهرش، یا اینکه بالذات، زن وظیفه ای در انجام امور خانه به گردنش نیست). این جمله ایمان خوب بود: "این که یک مرد و زن خاص چه‌جوری بین خودشون نقش‌ها رو تقسیم می‌کنن جدا از تبعیضیه که قانون بخواد برقرار کنه".
حرف نهاییم بمونه واسه پست بعد، ولی همینقدر بگم که اینکه مردی به عللی مخفیانه با زن دیگری ازدواج میکنه رو به هیچ وجه من الوجوه نمیشه گردن دین انداخت. این یه پدیده ایه که مستقل از دینه، اونجایی که دین اجازه نمیده (مسیحیت کاتولیک) این اتفاق پشت پرده و یواشکی می افته.
فعلا اینجا بمونه تا بعد.

پانوشت: چهارشنبه هفته بعد، امتحان مدیریت دارم. آی، خسته شدم...

7 comments:

ناشناس گفت...

خوبه،طبقه بندی خوبی بود.
به نظر من مهریه کلا اگر بخواد وارد بحث مادی بشه مرزی نمیشه برای میزان آن گذاشت.
اما اگر قوانین طوری عوض بشود که یک زن واقعا وجودش به اندازه یک مرد ارزش پیدا کند آنوقت مانع طلاق به مهریه کم تر مربوط میشود و مرد خود به خود حاضر به از دست دادن یک ارزش زندگی خودش نیست.
چطور می توان به این موضوع کمک کرد؟
قوانین صرفا به قوه مقننه و قضائیه و مجریه محدود نمی شود.
در واقع اصل قضیه با خود ماست.ما باید کمی افکار خود را سر و سامان دهیم.باید درک کنیم که ارزش ها چیست؟
برای چه در این دنیا زندگی می کنیم!اصلا ازدواج برای چه منظوری باب شده است!هدف اصلی بعد از ازدواج چیست و چه مسئولیت هایی بر گردن ماست
...اینها البته مسائلی است که باید دو طرفه با آن برخورد کرد،یعنی هم مرد و هم زن
در کنار این کار فرهنگی باید حکومت قوانین را طوری اصلاح کند که زن احساس آرامش کند و بداند او نیز قدرت دارد مرد را مثلا طلاق دهد و...
شاید بعد از این همه کار کمی تغییرات ببینیم.چرا لزوما باید از راه و روش غرب در برقراری اعتدال در جامعه خودمان استفاده کنیم!؟من یک سنتی تجدد ستیز نیستم ولی می گویم یک فرهنگ با پایه های اسلامی و فکر اسلامی و ارف ایرانی نمی تواند به این فکر کند که روزی جامعه اش مانند جوامع غربی می شود.زیرا آن وقت باید چیزی را از دست بدهد.
ان شاءالله در امتحان موفق باشید.

ایمان محمدی گفت...

خسته نباشی برادر! مشکل دقیقاً همین پیش‌فرضه که زن باید در خونه کار کنه و مرد بیرون از خونه. نتیجه‌ی مستقیم این پیش‌فرض وابستگی اقتصادی زن به مرده. این نه تنها تبعیضه، که تجربه هم نشون داده این وابستگی به نفع خانواده و کلیت اجتماع نیست. وابستگی یک‌طرفه بستر هرجور سوء استفاده رو فراهم می‌کنه. به نظر من مهم‌ترین علت این که در اکثر ازدواج‌ها مرد از لحاظ جنسی ارضا می‌شه و زن ارضا نمی‌شه، همین وابستگی اقتصادی زن به مرده.

Mohammad KhoshZaban گفت...

سلامت باشی برادر! من اصلا این پیش فرض رو مد نظر ندارم، تو پست بعدی مفصل تر مینویسم. من فقط خواستم بگم که به لحاظ مبنایی، علت وابستگی، و همه ظلم های بعدش، عدم استقلال زنه از مرد که تو جامعه ما، شکلش بسته بودن زن به وظایف خانه است، کاری بدون درآمد. البته که صرف درآمد واسه این کار، مشکل رو حل نمیکنه، بزار، مفصل تر میخوام بنویسم.
بحث ارضای جنسی، لزوما به این وابسته نیست، این مشکل خیلی زن های مستقل هم در خارج از کشور هست. بیشتر مشکل، عدم آموزشه تا وابستگی. (به نظر من)

ناشناس گفت...

آقا این آقای فرامرز رفیع پور رو میشناسی؟ من دیروز فهمیدم خیلی حالیشه! علی

Mohammad KhoshZaban گفت...

به علی: نه، نمیشناسمش، کیه؟
راستی، چه خبر؟ چه میکنی؟

Saban گفت...

سلام:
همين رو بنيوشيد كه اخيرا يكي - كه چند تا از رفقا هم دورادور ميشناسننشون ( اما خبر از ماوقع ندارن!) - با شوهرش بعد يه عمري بهم زدند. كار به طلاق كه كشيد، هيچ؛ سر لجبازي زنه به عنوان نفقه 20 ميليون از آقاش در دادگاه معظم جمهوري اسلامي سلفيد بعدش هيچي ديگه... الان آقاهه آواره شده رفته خونه مادرش، خونشم كه قبلا به اسم خانومش كرده بود. بنده خدا الان از دست پليس فراريه، چون به علت عدم پرداخت نفقه معوقه همسر مطلقه بايد بره زندان!
جالبش اينه كه اين بابا از مديران يه شركت بزرگ بود و خانومش هم دكتره... خدا به دادمون برسه. اين زنا هم بعضا جونورايينا! "غافل بشي رفتي..."

پانوشت:
خاك بر سر بچه هاي بي خاصيتش كه روضه رضوان به دو قرون بفروختند.

Mohammad KhoshZaban گفت...

سلام
دقیقا همینه! تأسف میخورم به حال خود اون بنده خدا و بچه هاش! یا از این ور می افتیم، یا از اون ور.