ه‍.ش. ۱۳۸۶ بهمن ۲۹, دوشنبه

از مارکس

بعضی حرفها و شعارها هست که آدم میشنوه و تأیید میکنه، ولی وجدان کردنش لزوما رخ نمی ده. این یکی دو روزه، با توجه با اتفاقاتی که در طول چهار پنج ماه اخیر برام افتاده، این جمله رو درک کردم که "خودت رو به شرایط تحمیل کن، نگذار شرایط خودشون رو به تو تحمیل کنن". تصمیم گرفتم که بجای اینکه دنبال درس ها و امتحانات بدوم، درسها رو دنبال خودم بدویدن بندازم. مثل دوران دبیرستان، چند تا کار رو شروع کنم.
برای آغاز، رفتم کتابخونه دانشگاه، یه کتابی که مدتی پیش دیده بودم رو برداشتم، عنوانش : “Karl Marx and Friedrich Engels: The Communist Manifesto”، کتابی که دنیا رو تکون داد. تو مقدمه اش یه جمله بود از مارکس که خیلی خوشم اومد:
Philosophers have hitherto merely interpreted the world in various ways; the point, however, is to change it.
واقعا به فکرم فرو برد.

3 comments:

ناشناس گفت...

ميدوني اين عبارت از برخي جهات بسيار حائز اهميته. خيلي درباره اش بحث و تفسير شده.به عنوان يك گشت مصرّح در تاريخ فلسفه.هرچند براي مانيفست حزب كمونيست مهيج و جسورانه است گاهي از نظر فلسفي نوعي انحطاط تلقي ميشه.نميدونم تو چي فكر ميكني اما فلاسفه اغلب تغيير دادن جهان را به عهده ايدئولوگ ها ميگذارند و شأنشان را ازين دست كارها برتر ميشمارند.
من فكر ميكنم فيلسوف خيلي ناتوان تر از اين حرفهاست كه بتونه تغييري ايجاد كنه. پس فيلسوف چي كار ميكنه؟
فيلسوف كمتر از هركس ديگه اي جاه طلبه. نقيض اين جمله هم به همان اندازه ي خودش صدق ميكنه!

ناشناس گفت...

ناشناس صفابخشه!

Mohammad KhoshZaban گفت...

به، این طرفا استاد؟
میدونم احتمالا سر این با هم شاید تفاهم نداشته باشیم، ولی من شأن کسی رو که فقط میشینه و حرف میزنه رو در حد یه چهارپا (بلکه بدتر، چون تواناییش رو هم زیر پا گذاشته) میدونم! قطعا حواسم هست به اینکه ممکنه یه زمانی بزرگترین جهاد، سکوت باشه، ولی اینکه "تغيير دادن"، کار من نیست، شانه از زیر بار "مسئولیت انسانی" خالی کردنه.
نمیدونم، تا حالا مستقیم شاید سر این بحث نکردیم. نظرت چیه؟