ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

مکالمه

چند روزیه، مکالمات دلچسبی با یکی از همکلاسی ها دارم
سوالی که مطرحه اینه
وقتی یه شبهه(!) دینی ازم میپرسه، براش توجیه کنم با دین خودش، یا نه؟!

8 comments:

آزاده گفت...

کلا توووی بحثا این مطرحه که جهان بینی دو تا آدم که با هم مباحثه می کنن با هم فرق داره.ابزار های شناختشون هم فرق داره.. مثلا یکی عقلانیه.. یکی با درک قلبی مسائل رو می پذیره.. و یک عده هم خاکسترین...
مسئله اینجاست که ما میایم دین رو که خودش با این ابزار ها ی مختلف شناخته شده بیس اعتقادات یک نفر قرار میدیم.. در صورتی که خود دین هم بیس اعتقادات یک نفر نیست .. همون طور که من مسلمان هم در خیلی جاهای دینم شبهه دارم.. به عقیده ی من ما باید بیس رو بیشتر روی فطرت و عقل و کلا ابزار های شناخت ادمها قرار بدیم..البته این به طرف بحث شما هم بستگی داره که چقدر در پی و پذیرای حقیقت باشه و یا اینکه چه قدر رووی دینش متعصب باشه.. اما بعد از اینکه شما کلا اوون مسئله رو عقلی و قلبی واسش حل کردین می تونین از دین خودش هم براش مصداق بیارین که بهتر قبول کنه و نمایانگر وحدت حقیقت در پوشش ادیان مختلف باشه.

ناشناس گفت...

دین خودش و دین تو ! اصطلاحات جالبیه!
یعنی دین شماها این قدر فرق داره که یک جواب مشترک نداری براش ؟دنبال خیری ؟ اگر هستی جواب مشترک داره حتما و اونم منطبق بر عقلته ! و اگر نیستی ( بعید می دونم و محال عقلیه) که هیچ .
گاهی وارد شدن به یک مسئله هندسی آنقدر مشغولت می کنه که ساده ترین قواعد هندسه رو هم یادت میره .!( این مخاطبش تو نبودی ، همه بودند)

Masoud گفت...

مشکوک می زنی محمد. مشکوک!

مینا گفت...

نتیجه رو به ما هم بگو.
آخرین باری که سر یه همچو موضوعی با یه دوست متعصب مسیحیم بحثم شد؛ انقدر افتاد تو افراط که فراموش کرد ما همدیگه رو دوست داریم و انسانیم؛ من چیزی نگفتم که دلش رو نشکنم؛ اما همون روز از دینی که این همه فاصله میندازه بین من و یکی از عزیزترین دوستانم؛ خیلی بیزار شدم. فکر می کنم وقتی همه چیز درست شه که یاد بگیریم ورای دوستی خدا؛ که اصولا از اون به مثابه ی غیر قابل دیدن و توصیف بیان میشه؛ یاد بگیریم اول چیزای ملموس تر رو دوست داشته باشیم؛ یعنی همدیگه رو. به زبونی بهش جواب بده که بیشتر نزدیکت کنه؛ نه دور... همون دایره ی us معروف خودت...

دکتر نفیس گفت...

به نظر من با جهان بینی خودت بدون اشاره مستقیم به دین!اگر جهان بینی شما را نمی خواست چه لزوم که از شما سوال کنه؟

ا.خ. گفت...

به دکتر !
با نظر دکتر نفیس و ناشناس موافقم .
دکتر در مورد انتخاب رشته جدید می خوام باهات یه مکاتبه ای داشته باشم . هستی ؟
یه چراغ سبز اینجا بدی، بهت میل می زنم .

م.ک. گفت...

اگه سوالت را درست فهمیده باشم، فکر کنم مجبوری در دستگاه منطق خودش جوابش را بدی (به تناقض برسونیش) به این امید که این تناقضات اونقدر بشه که مجبور شه دستگاه منطقش را عوض کنه. واگرنه تو از دستگاه منطق خودت استفاده کنی که اون اصلا قبول نداره...

Mohammad KhoshZaban گفت...

به دوستان:
ممنونم، کلی فکر کردم.

به ا.خ.:
هستم!