‏نمایش پست‌ها با برچسب memetics. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب memetics. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

برنامه یک روز

- صبح، قبل از نماز صبح بیدار میشوم
- نماز خوانده، سریع بیرون میزنم
- در راه، در مترو، این کتاب زیبا در مورد memetics بعد از کلی صفحه، تازه وارد کاربرد شده، و هر چند صفحه اش، یکی از بزرگترین معماهای فکری من در مورد مسائل اجتماعی (خانواده، زبان، روابط زن و مرد، فمینیسم و ...) رو توضیح میده، احساسم، غیر قابل وصفه، غیر قابل وصف.
- میروم برای معاینه و مصاحبه قبل از عمل
- لباس عوض میکنم
- یک قهوه میزنم در اتاق استراحت بیرون اتاق عمل (در حالیکه دلم نیومده کتاب رو بگذارم تو رختکن)
- میریم سر عمل (کتاب رو با خودم میبرم!)
- بنده خدا مریضه یه مقدار وضعش پیچیده تره، عمل رو متوقف میکنن که در مورد یه مسئله ای باهاش صحبت کنند (در این مورد، که مرتبط با بحث اجتهاد و تقلیده، خواهم نوشت)
- یه قهوه دیگه
- یه عمل دیگه
- یه عمل دیگه
- خودم رو به کالبد شکافی میرسونم
- ادامه عمل رو می بینم
- سریع: رختکن، وضو، نماز!
- یک فروند سیب کوچولو
- یه جلسه درس بیهوشی
- کتابخونه، مطالعه
- یه چرت تو کتابخونه (واقعا لازم بود!)
- یه ذره تدریس و کمک به بچه های سال اول
- ادامه مطالعه
- نماز مغرب و عشا
- کتابخونه
- مترو (ادامه کتاب که از اتاق عمل به دلم مونده خوندنش!)
- زنگ به یکی از رفقا
- خانه
- صحبت با یک رفیق قدیمی
- جواب چند تا ایمیل، چند تا بلاگ، دنبال کردن اخبار ایران، با احساس ... زیاد...
- شام (در حال مشاهده فیلم تبلیغ و معرفی Google Wave، طولانیه، تا تهش ندیده ام هنوز، ولی همه چیز رو متحول خواهد کرد)
- نوشتن این پست

پ.ن. بله، نفس هم نکشیده ام هنوز!

۱۳۸۸ مهر ۲۳, پنجشنبه

تأملاتی در علوم سیاسی، به چه اعتماد کنیم؟

مسئله ای که میخوام بیان کنم، اینه که به چه چیز اعتماد کنیم. منتها مهمه که محدوده ای که درش حرف میزنم روشن بشه.
حیطه بحث من، سیستم هایی هستن که مدعی دسترسی به حقیقت بر اساس پروسه ای تکرار شدنی، توسط هر کسی که در اون زمینه به اندازه کافی داده به وسیله مطالعه/تجربه به دست بیاره هستند. مثلا سیستم های دانشگاهی، حوزوی و ... طبیعیست که این تعریف، بعدا باید من رو مصون بداره نسبت به اینکه حرفم چرا در حیطه درون خانواده، بین دوستان، یا حتی در تشخیص میزان صحت منابع تاریخی لزوما کاربرد نداره (هر چند کسی که ریشه حرفم رو بفهمه، خودش خیلی کاربرد خصوصا در تاریخ براش پیدا میکنه). همچنین، برای من اصلا مهم نیست که سیستم هایی که بر اساس رابطه ای تفضلی تشکیل میشن، مثل سلسله های مریدی مختلف، چطور توشون میشه بیشترین اعتماد رو به دست آورد، هر چند که اصولی که بیان خواهم کرد، در مطالعه در اون حیطه ها هم میتونه به کار بره. شاید این نکته رو بعد از خوندن تمام متن من بیشتر متوجه شوید.
تلاش من برای حل این مسئله، و اعتقادم مبنی بر اینکه با شرایطی که طرح میکنم، مسئله رو کاملا حل کرده ام، برای کسانی بیش از همه معنی خواهد داشت که در این زمینه دغدغه داشته اند یا دارند. و از همه مهمتر، نتیجه درسهاییست که از تاریخ گرفته ام، درسهایی که هزینه زیادی به بشر تحمیل کرده اند، هزینه ای که من دیگر نمیخواهم دوستانم بدهند.
مشکلی که بسیاری در تلاش برای حل مسئله اعتماد داشته اند، این است که در نهایت حس میکنند باید قسمتی را به اعتماد مطلق به جایی گره بزنند. این روش حل، روشیه که امتحانش رو پس داده و روسیاهه. شاید مهمترین نکته این پست، شیوه حل حلقه آخر زنجیره اعتماده.

1- همیشه بدترین را فرض کن.
1-1- چرا؟ تا نتیجه همیشه بهتر از پیش بینیت باشد، و هیچ وقت به خاطر اشتباه محاسباتی شکست نخوری.
1-2- منظورم چیه؟ منظورم اینه که همیشه، خصوصا در مورد مسائل اجتماعی، جایی که پای منافع شخصی و گروهی اشخاص حقیقی، حقوقی، یا باندی در میانه، اگر سیستمی طراحی کنیم که بر اساس کثیف ترین وضع ممکن خروجی اش مثبت باشه، قطعا خیالمون راحت تر خواهد بود.
1-3- البته تجربه نشون داده که همیشه بدجنسی های ممکن، بیش از حدس معمول بین افراد بوده، بنابراین نیاز به نوعی حصر عقلی در این زمینه داریم.
2- هر کسی اهدافی دارد.
2-1- این اهداف، در جهت تأمین منافع شخص، گروه، یا ایده خاصی یا ترکیبی از اینها هستند.
2-2- برای اینکه خیالمان راحت باشد، فرض میکنیم که این این اهداف، کثیف ترین اهداف ممکن هستند و همه بازیکنان این صفحه بازی، بیش از هر چیز، به فکر تأمین اهداف خود هستند.
3- این اهداف در تضاد خواهند بود.
3-1- منظور از تضاد، تنازعی است که در نیل به جهت یا جهاتی بین این اهداف وجود خواهد داشت.
3-2- حتی تلاش برای گفتن اینکه "نه، همه احزاب یا اشخاص درگیر، خوب هستند" هم بی ربط است.
3-2-1- وقتی بدترین را فرض میکنیم، اگر شرایط مثبت تر باشد، به نفع ماست، نه به ضرر ما.
4- در راه رسیدن به اهداف، در این تنازع برای بقا، هر کاری ممکن است سر بزند از طرفین.
4-1- در مورد اینکه چقدر مهمه که در هر سیستم مورد مطالعه، چه کارهایی ممکنه سر بزنه، در دو پست جداگانه، یکی در مورد فضای دانشگاهی (و خصوصا پزشکی که تا هی مثال میزنند ازش برای لزوم اعتماد جاهل به متخصص، مثالی سرشار از غلط و اشتباه و درک غلط از فضای دانشگاهی) و یکی در مورد فضای حوزه خواهم نوشت.
5- کسی که از او توقع اعتماد میرود، باید دسترسی سالمی به حرفهای همه مدعیان در رقابت داشته باشد.
5-1- این یکی از بنیانی ترین اصول یک دموکراسی سالم است: رسانه های آزاد.
5-2- در مورد اینکه چرا خیلی از این نکات، فقط به نظر بعضی "خوب" میان، و نه "حیاتی"، خواهم نوشت.
5-2-1- متأسفانه برای بعضی، این نوع مسائل، بیشتر از جهت شعار بودن خوب است، و موضوعیت ندارد.
5-3- در هر سیستمی، این صاحبان امر متفاوتند. در حکومت، همگان. در حوزه، مذهبیون مقلد، در پزشکی، جامعه بیمار، در ریاضیات، جامعه استفاده کنندگان از ریاضی و ...
6- رقابت، باعث روشن شدن تمام زوایای ممکنه، تا حد ممکن است.
6-1- چون بین رسیدن به اهداف، تضاد وجود دارد، و رقبا اجازه نمایان کردن اشتباهات یکدیگر را دارند، میتوان اطمینان داشت که "رقابت"، هر آنچه هست را رو خواهد کرد.
7- اعتماد به اصل رقابت، مسئله ایست که با مطالعه سیستم به دست می آید، با مشاهده موارد ضربه خوردن بیشترین منافع
8- حلقه آخر: نیاز یک گروه به حفظ این نظام رقابت، مطلوب است. این، هدفی مطلوب است.
8-1- تنها مسئله ای که خیلی رو اینجا گیر می اندازه، این است که از کجا معلوم که هدف مخفیانه ای در کار نیست؟ شاید احزاب برای رسیدن به یک هدف مشترکی، همدست شوند.
8-1-1- جواب من این است، که تنها هدفی که میتواند مشترک بین همه رقبای ممکن، وجود داشته باشد، حفظ اصل رقابت است
9- تنها بنیان قابل اعتماد مطلق در چنین سیستم هایی، "رقابت" است.


دقتی باید.

an update

از دیشب بعد از شام، تو ذهنم این داره میچرخه:

هو الذی
أرسل
رسوله
بالـ "ـهدی" و "دین" "الحق"
لیـ"ـظهر"ه
علی "الدین کله"
و لو
"کره"
المشرکون


memetics زیباست...
خیلی