سحر بیست و یکمه، گفتم این رو بنویسم و بعد برم بخوابم.
امشب گفتم عهدنامه مالک رو بخونم دوباره. چند ماه پیش خوندم تا یه جایی، ولی خوشم نیومد. یعنی قشنگ حس کردم من موافق نیستم با این ادبیات، گرچه به درد مباحثه میخوره.
نیاز داشتم Wittgenstein و Tractatus ـش رو بفهمم.
نیاز داشتم Stuart Kauffman (پزشک متخصص اورژانس محقق در زمینه منشأ حیات، بی خدا) برام Reinventing the Sacred رو توضیح بده.
نیاز داشتم با Naom Chomsky آشنا شم، تا بتونم تطبیق بدم و حل مرز کنم دوباره ادبیات علوم انسانی رو با علوم دقیق تجربی.
نیاز داشتم شازده کوچولو رو دوباره بخونم... هزار بار...
امشب میخوندم عهدنامه رو، داغ میشدم، بر افروخته میشدم
میخوام یه سری چیزایی که موقع خوندنش می فهمیدم رو بنویسم، همه اش رو هم تگ میکنم، عهدنامه مالک. بیشتر به نظرم "مالک" خیلی مهمه، یه جورایی حضرت امیر در نظرم تغییر کردن، یه جای خیلی عجیبی و قابل توضیحی رفتن، اما توضیحش نمیتونم فعلا بدم
همین
امشب گفتم عهدنامه مالک رو بخونم دوباره. چند ماه پیش خوندم تا یه جایی، ولی خوشم نیومد. یعنی قشنگ حس کردم من موافق نیستم با این ادبیات، گرچه به درد مباحثه میخوره.
نیاز داشتم Wittgenstein و Tractatus ـش رو بفهمم.
نیاز داشتم Stuart Kauffman (پزشک متخصص اورژانس محقق در زمینه منشأ حیات، بی خدا) برام Reinventing the Sacred رو توضیح بده.
نیاز داشتم با Naom Chomsky آشنا شم، تا بتونم تطبیق بدم و حل مرز کنم دوباره ادبیات علوم انسانی رو با علوم دقیق تجربی.
نیاز داشتم شازده کوچولو رو دوباره بخونم... هزار بار...
امشب میخوندم عهدنامه رو، داغ میشدم، بر افروخته میشدم
میخوام یه سری چیزایی که موقع خوندنش می فهمیدم رو بنویسم، همه اش رو هم تگ میکنم، عهدنامه مالک. بیشتر به نظرم "مالک" خیلی مهمه، یه جورایی حضرت امیر در نظرم تغییر کردن، یه جای خیلی عجیبی و قابل توضیحی رفتن، اما توضیحش نمیتونم فعلا بدم
همین
